» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
.....سایه های دوری........» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
.....سایه های دوری........ما را در سایت .....سایه های دوری..... دنبال میکنید
برچسب: مثل, نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:16
وقتی کسی میره، ینی میخاد برای خودش خاطرههای جدید بسازه...
اما وقتی میمونی... ینی داری زیر سالها خاطره گم میشی... واقعیت اینه که باید یکبار برای همیشه
جلوی آینه بایستی ، به چشمات خیره بشی ، اشکاشون رو پاک کنی و.
بهشون بگی :«تقصیر شما نیست که نموند، میدونم سعی کردین .. ولی خب نشده» تلخه اما! کسی که میره ، هیچوقت دلش واسه اونی که مونده تنگ نمیشه......
بعدالتحریر:
۱- بعضی وقتا دلت واسه خاطرههات تنگ میشه نه عادما....
نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۱۲/۰۳ساعت ۳:۳۲ ب.ظ توسط فراموشکار| | .....سایه های دوری........
تلخ منم .
همچون چای سرد
که ساعات طولانی نگاهش کرده باشی .
و ننوشیده باشی .
تلخ منم !!
چای یخ ..
که هیچ کس ندارد
هوسش را ..
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۴ساعت ۱:۴۲ ق.ظ توسط فراموشکار| | .....سایه های دوری........
چقدر خوبه که یکی باشد یکی که آدم را صدا کند
به نام کوچکش صدا کند یک جوری که حال آدم را خوب کند
یک جوری که هیچ کس دیگر بلد نباشد. یکی باید آدم را بلد باشد...
بعدالتحریر:
۱- هنوزم که هنوزه کسی مث تو صدام نکرده...
۲-نفسم، دلم برات تنگ شده....
۳- آهنگ وب عوض شد...
نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۹ساعت ۶:۲ ب.ظ توسط فراموشکار| | .....سایه های دوری........
یه قاب جلوی چشم خیالم آویزون شده
که بیچارهم میکنه.
یه قاب که عکس تو توشه.
یه قاب که پاره میکنه بندِ اشکامو...
تا کدوم شب قراره کابوسم باقی بمونی؟
تا کجای آسمون
ببارم تا فراموشت کنم؟
تا کِی بیچارهی بودن و نبودنت باشم؟
ای لعنت به تو و هرچی که خاطره صداش میکنیم...
بعدالتحریر:
۱-آهنگ عوض شد...
۲-...
۳- امشب آی فیلم دوباره سریال هشت و نیم دقیقه رو نشون میداد.... چقد شبیه توئه فرزین... چقد مث تو حرف میزنه عاخه...
۴- شب شده است... همه مان به یاد اشتباه ترین عادم زندگیمان بیداریم....
نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۱۱ساعت ۵:۱۷ ب.ظ توسط فراموشکار| | .....سایه های دوری........
بعدِ هزارمین باری که نتونستی
یه روز
یه روزِ عادی مثل بقیه روزا
بی هیچ اتفاق خاص و بی حضور هیچ تازه واردی توو زندگیت
یه آن بی مقدمه
میری سراغ یه فلدر قدیمی
و بی معطلی اون رو پاک می کنی...
اون لحظه
نه قدرتمندی٬ نه فراموش کردی٬ نه لج کردی؛
فقط به منطقی ترین حالت ممکن پذیرفتی
که یه خاطره هایی در عین عزیز بودن
از یه جایی به بعد دیگه بی فایده ان...
بی فایده...
بعدالتحریر:
۱-چرا فکر میکنی حق با تو هستش؟؟؟؟ هاااان؟؟؟؟
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۱۴ساعت ۱:۱۵ ق.ظ توسط فراموشکار| | .....سایه های دوری........
عادم کم کم به همه چی عادت میکنه... حتا به نداشتن عادمایی که دوسشون داشته... هر عادمی ممکنه تو زندگیش، یکی بوده باشه، ولی این دلیل نمیشه که بخاد خودشو وقف یه خاطره کنه....
#عادت_نمیکنم_نباشی.
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۲۶ساعت ۹:۵۴ ق.ظ توسط فراموشکار| | .....سایه های دوری........ما را در سایت .....سایه های دوری..... دنبال میکنید
برچسب: عادم,دوستداشتنی, نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:16